تبليغاتX
حوضچه خاطرات - ذهن، جسم و داستان شفا

حوضچه خاطرات

حوضچه خاطرات

حتما تجربه کردید که از طریق تلقین ذهنی، میشه تغییراتی فیزیکی در بدن ایجاد کرد. مثلا وقتی که یاد یک موضوع ترسناک میافتیم بدنمون سرد میشه یا وقتی یاد عزیزی میافتیم، قلبمون سریعتر شروع به زدن می کنه و ... از این مثالها زیاده، ولی داشتم کتاب جهان هولوگرافیک را می خوندم که به دو تا مثال جالب و حیرت انگیز برخوردم. اولی در مورد روش تلقینی بود که یکی از متخصصان پرتو درمانی ابداع کرده. در این روش، بیمار یاد می گیره تا هنگام پرتودرمانی، تصور کنه که پرتوهای ایکس در حال نابود کردن سلولهای سرطانی هستند و سایر سلولهای بدنش در معرض اشعه قرار نمی گیرند. با همینکار ساده، درصد موفقیت پرتودرمانی در این بیماران به طرز قابل محسوسی افزایش پیدا کرده. یکی دیگر از محققان با الهام گرفتن از این تجربه، دست به آزمایش جالبی می زنه. او دانشجویانش را به دو دسته تقسیم می کنه: دسته اول به خودشون تلقین می کنند که سلولهای نوتروفیل خونشون در حال تکثیر هستند و دسته دوم به خودشون تلقین می کنند که سلولهای T خونشون در حال تکثیر هستند. بعد از یک مدت از همه اونها آزمایش خون میگیره و معلوم میشه که سلوهای نوتروفیل و T به ترتیب در دسته اول و دوم از میزان نرمال بیشتر شده اند ولی تعداد سایر سلولهای خونشان تغییری نکرده!
حالا بریم سر اصل موضوع: لابد بارها شنیده اید که فلان مکان، شخص و یا روح مقدس، مریضهای زیادی را شفا داده و میده. این مساله اصلا محصور به دین خاصی نیست و از قدیم الایام در همه جاهای دنیا این مساله باب بوده. در اینکه بعضی از این داستانها دروغه و فقط از روی دلسوزی (یا پدرسوختگی) برای ازدیاد ایمان عوام ساخته میشه، شکی نیست. ولی شواهد زیادی هم وجود داره که بعضا این مسائل واقعیت داشته. به طور مثال دکتر الکسیس کارل که ۲ بار برنده جایزه نوبل پزشکی شده (!) کتابی داره که در اون تجربیات خودش را در مورد شفا یافتن بیماران صعب العلاجی که ایمان قوی داشته اند و دعا و نیایش زیادی می کرده اند، منتشر کرده. برای توجیه شفا یافتن این بیماران، سه فرضیه می توان مطرح کرد:
۱. مکان، شخص یا روح مقدس باعث شفای آنان شده.
۲. ایمان و دعای شخص به درگاه اون مکان، شخص یا روح مقدس باعث شفای او شده (اگر به درگاه دیگری دعا می کرد شفا پیدا نمی کرد)
۳. درخواست شخص بیمار به صورت دعا، خواهش و ... باعث شفای او شده (دقت کنید که در این حالت شخص ثالثی دخیل نیست).

تعیین اینکه کدام یک از این فرضیات درست است و کدام غلط است، اصلا ساده نیست. اولا علم در اینجا (تا اونجایی که من می دونم) اصلا حرفی برای گفتن نداره و مکانیزم تاثیر فکر بر روی بدن به صورتی که ذکر شد، اساسا ناشناخته هست. رد کردن تاثیر اون شخص یا روح یا مکان مقدس هم باز ممکن نیست، چون دلیلی برای رد کردنش نداریم. بررسی اثر فکر بر روی بدن به روش علمی هم واقعا کار ساده ای نیست. ولی حداقل این آزمایشهایی که ذکر شد نشون می ده که شاید در برخی از موارد، توجیه دیگه ای برای پدیده هایی که قبلا فکر می کردیم فقط توسط مکان، شخص یا روح مقدسی قابل انجام هستند، باشه. ولی به هر حال این علت هرچه هست واقعا پیچیده و خارق العاده است. تصور اینکه چطور ممکنه با تلقین ذهنی بتوان تعداد سلولهای خاصی را در بدن کم و زیاد کرد واقعا مشکله! جل الخالق!
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 22:33  توسط علیرضا  |