۱) از اولین روزایی که بشر از غصه سیر کردن شکمش خلاص شد، شروع کرد به پرسیدن، که من کی ام؟ جهان دور و برم چیه؟ من چرا اینجام؟ چرا موجودات دور و برم با من فرق دارن؟ من که خودم نخواستم بیام اینجا و حالام که اومدم هم نمی خوام دیگه برم ولی چرا نمی شه؟ وقتی مٌردم چی می شه؟ ... هدف از زندگی چیه؟ هدف این دنیا چیه؟ ... چرا من تنهام؟
این سوالارو همه فلاسفه و نوابغ از خودشون پرسیدن و جوابی نتونستن براشون پیدا کنن! (بگذریم از کسانی که صورت مساله رو پاک می کنن!)
از اون روزای اول تا همین الان بشر هنوز داره از خودش همین سوالارو می پرسه و جوابی براش پیدا نکرده!
۲) به ما مسلمونا همیشه گفتن که قرآن معجزه است. می گفتن که معجزه قضیه هم اینجاس که توش ادعا شده اگه می تونید مثل این قرآن بیارید ولی تا حالا هیشکی نتونسته بیاره! و باز می گفتن که مثل این قرآن هم یعنی به فصاحت و زیبایی اون، و داستانها نقل می کردن که بله، در فلان قرن بزرگترین شاعران و نویسندگان عرب جمع شدند که کتابی شبیه قرآن بیاورند و نتیجه کار یک چیز مسخره ای از آب در اومد، قاه، قاه، قاه! خوب ما هم تا وقتی اونجا بودیم قبول کرده بودیم ولی وقتی که اومدیم اینجا این قضایا دوباره برامون سوال شد (نمی دونم چرا، ولی اینجا به یه چیزایی شک می کنی که اونجا برات حل شده بودند!). این شد که رفتم تو همین اینترنت نگاه کردم دیدم که کم نیست سوره هایی که شبیه سوره های قرآن باشن و مردم برای اینکه مسخره هم کرده باشن، با همین سبک قرآن کلی اباطیل به هم بافتن و شده سوره! البته بعضی ها هم نوع معنی دارشو گفته بودند که کسی ایراد هم نتونه بگیره که اینا بی معنی هستن و قبول نیست! و همچنین نظرات خیلی از کارشناسای ادبیات عرب رو هم که می خوندم دیدم که نه خیر، سبک ادبی قرآن اصلا چیز خاصی هم نیست (البته قرآن سبک نامتعارفی داره ولی مثل اون به راحتی می شه گفت) و خلاصه کلی از این حرفای کفرآمیز (!) و شک برانگیز. اینه که اینجا این حرفا و این استدلال ها که هیچ کس نمی تونه کتابی به فصاحت و زیبایی قرآن بیاره، ابدا خریدار نداره.
جالب اینجاس که هیچ جا توی قرآن ادعا نشده، یا لااقل من ندیدم، که این کتاب از نظر ادبی نظیر نداره و کسی نمی تونه مثل اون بیاره! (من نمی دونم این آقایون این ادعارو از کجا آوردن!)
پس یعنی چی که خدا ادعا کرده اگر می توانید کتابی مثل این کتاب بیارید؟ این حرف یا باید درست باشه و یا باید کل قرآن رو زیر سوال برد!
۳) این شد که من بر آن شدم تا جواب مناسبی برای این سوال پیدا کنم که لااقل خودم رو راضی کنه! جواب این سوال رو هم باید در خود قرآن جست چون خدا باید در همین کتاب گفته باشه که یعنی چی یه کتاب مثل این بیارید. جوابی که من براش پیدا کردم اینه:
بگو اگر راست می گویید، کتابی هدایت بخش تر از این دو (تورات و قرآن) از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم. (قصص ۴۹)
پس قضیه اینه: کتابی ساخته ذهن بشر وجود نداره که از قرآن هدایت بخش تر باشد. شاهدش هم بخش اول این نوشته است. بشر اگر به خودش باشه، تا قیام قیامت هم نمی فهمه واسه چی به این دنیا اومده! واسه چی با دور و برش فرق داره؟ واسه چی ...؟ و بعد مرگ آیا خبری هست یا نه؟ بشر هیچ گاه بدون کمک خدا نمی تونه بفهمه که در این دنیا باید به دنبال چی باشه، چون اساسا نمی دونه واسه چی اومده و آیا قراره بعد مرگش خبری باشه تا بتونه در این دنیا جوری زندگی کنه که با قبل و بعدش compatible باشه!
این سوالارو همه فلاسفه و نوابغ از خودشون پرسیدن و جوابی نتونستن براشون پیدا کنن! (بگذریم از کسانی که صورت مساله رو پاک می کنن!)
از اون روزای اول تا همین الان بشر هنوز داره از خودش همین سوالارو می پرسه و جوابی براش پیدا نکرده!
۲) به ما مسلمونا همیشه گفتن که قرآن معجزه است. می گفتن که معجزه قضیه هم اینجاس که توش ادعا شده اگه می تونید مثل این قرآن بیارید ولی تا حالا هیشکی نتونسته بیاره! و باز می گفتن که مثل این قرآن هم یعنی به فصاحت و زیبایی اون، و داستانها نقل می کردن که بله، در فلان قرن بزرگترین شاعران و نویسندگان عرب جمع شدند که کتابی شبیه قرآن بیاورند و نتیجه کار یک چیز مسخره ای از آب در اومد، قاه، قاه، قاه! خوب ما هم تا وقتی اونجا بودیم قبول کرده بودیم ولی وقتی که اومدیم اینجا این قضایا دوباره برامون سوال شد (نمی دونم چرا، ولی اینجا به یه چیزایی شک می کنی که اونجا برات حل شده بودند!). این شد که رفتم تو همین اینترنت نگاه کردم دیدم که کم نیست سوره هایی که شبیه سوره های قرآن باشن و مردم برای اینکه مسخره هم کرده باشن، با همین سبک قرآن کلی اباطیل به هم بافتن و شده سوره! البته بعضی ها هم نوع معنی دارشو گفته بودند که کسی ایراد هم نتونه بگیره که اینا بی معنی هستن و قبول نیست! و همچنین نظرات خیلی از کارشناسای ادبیات عرب رو هم که می خوندم دیدم که نه خیر، سبک ادبی قرآن اصلا چیز خاصی هم نیست (البته قرآن سبک نامتعارفی داره ولی مثل اون به راحتی می شه گفت) و خلاصه کلی از این حرفای کفرآمیز (!) و شک برانگیز. اینه که اینجا این حرفا و این استدلال ها که هیچ کس نمی تونه کتابی به فصاحت و زیبایی قرآن بیاره، ابدا خریدار نداره.
جالب اینجاس که هیچ جا توی قرآن ادعا نشده، یا لااقل من ندیدم، که این کتاب از نظر ادبی نظیر نداره و کسی نمی تونه مثل اون بیاره! (من نمی دونم این آقایون این ادعارو از کجا آوردن!)
پس یعنی چی که خدا ادعا کرده اگر می توانید کتابی مثل این کتاب بیارید؟ این حرف یا باید درست باشه و یا باید کل قرآن رو زیر سوال برد!
۳) این شد که من بر آن شدم تا جواب مناسبی برای این سوال پیدا کنم که لااقل خودم رو راضی کنه! جواب این سوال رو هم باید در خود قرآن جست چون خدا باید در همین کتاب گفته باشه که یعنی چی یه کتاب مثل این بیارید. جوابی که من براش پیدا کردم اینه:
بگو اگر راست می گویید، کتابی هدایت بخش تر از این دو (تورات و قرآن) از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم. (قصص ۴۹)
پس قضیه اینه: کتابی ساخته ذهن بشر وجود نداره که از قرآن هدایت بخش تر باشد. شاهدش هم بخش اول این نوشته است. بشر اگر به خودش باشه، تا قیام قیامت هم نمی فهمه واسه چی به این دنیا اومده! واسه چی با دور و برش فرق داره؟ واسه چی ...؟ و بعد مرگ آیا خبری هست یا نه؟ بشر هیچ گاه بدون کمک خدا نمی تونه بفهمه که در این دنیا باید به دنبال چی باشه، چون اساسا نمی دونه واسه چی اومده و آیا قراره بعد مرگش خبری باشه تا بتونه در این دنیا جوری زندگی کنه که با قبل و بعدش compatible باشه!
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 0:59  توسط علیرضا
|
